چرا رازی، رازی شد؟

چرا رازی، رازی شد؟

شاید این مطلب به موضوع وبلاگ ارتباط نداشته باشد ولی نشر را از این رو مفید دانشتم که همه ما نیازمند آموختن و دقیق شدن در آثار گذشتگانیم.

شبی فرصتی دست داد تا به بازخوانی کتاب «کارنامه اسلام» دکتر عبدالحسین زرین کوب بپردازم. چند صفحه ای نخوانده بودم که عبارتی در آن نظرم را جلب کرد؛«پیش از وی هیچ طبیبی ـ یونانی یا اسلامی ـ به این نکته ها برنخورده بود.»  این عبارت درباره محمد زکریای رازی، پزشک، فیلسوف و شیمی‌دان ایرانی در قرن سوم و اوایل چهارم هجری  و اثر ارزشمندش «الجُدری  والحصبه» بود. به یکباره در ذهنم این پرسش را پیش آمد که چه می شود که رازی به چیزی پی می برد که پیشینیان به آن نرسیده اند؟ در چند سطر بعد مرحوم زرین کوب به نکته ای اشاره می‌کند که برخی  آن را مهمترین عامل در برتری رازی نسبت به دیگران و پیشینیان  می دانند؛ تاکید رازی بر معرفت تجربی و روش بالینی نکته برجسته ای است که از کارهای وی به دست می آید ولی آیا این ویژگی می تواند تنها عامل یا مهمترین عامل در کسب این امتیاز از دیگران باشد؟! آیا به یکباره رازی به این گونه معرفت و روش دست یافته است یا نه این امر پیشینه ای و عواملی دیگرهم دارد؟

از خوشبختی ام این بود که کتاب «الجدری و الحصبه» را چند سالی پیش در بازار کتاب زنجان یافته بودم و با قیمتی بسیار بسیار اندک خریده بودم. این کتاب به مناسبت کنگره بین المللی تاریخ پزشکی در اسلام و ایران و آغاز دوازدهمین قرن وفات رازی(1343ش) در انتشارات دانشگاه تهران و با همت دکتر محمود نجم آبادی، منتشر شده بود. نسخه ای که در اختیار دارم، چاپ دوم به سال 1364ش است و قیمت آن 700ریال!  به گمانم در 1389ش به قیمت 500تومان خریدمش!

آن پرسش و این نیک بختی، سبب شد ادامه شب را مطالعه این رساله پزشکی بگذرانم و بسیار بسیار نکته های ظریف از  رازی بی‌آموزم و اندکی پرسشم را پاسخ گویم.

رازی درنخستین عبارات رساله اش اشاره‌ای کرده است  به مردی فاضل که برای علم و آموختن و آموزاندن آن به مردم، آنهم به روشی آسان، بسیار مشتاق بود. این اشتیاق سبب تشویق رازی برای نگارش رساله آبله و سرخک می شود.کم کم که ورق می زدم و عبارات رساله را می خواندم، بیشتر جذب آن می شدم و رازی به هر عبارت پرده ای از راز خویش برای رسیدن به این جایگاه علمی برمی داشت.

  1. دقت در خواندن؛ رازی اشاره کرده است که درخواندن آثار باید دقت بخرج داد و سرسری آنها را از نظر نگذراند و درپایان نتیجه گرفت که در این کتاب یا رساله مطلبی نبود یا نویسنده از آوردن آن غفلت ورزیده بوده است، بلکه باید در عبارات نویسنده دقیق شد.
  2. توجه به مجموعه آثار یک نویسنده: از نکته پیشین رازی پلی می زند به همه آثار نویسنده مدنظرش، جالینوس؛ وی می گویدکه با دقت درهمه آثار یک نویسنده می توان دریافت که آیا نویسنده به نکته ای ویژه نظر داشته است یا نه! وبعد درباره آن قضاوت کرد.
  3. تبارشناسی واژه ها: از نکته های مهمی که امروز در انجام پژوهش های متنی به پژوهشگران توصیه می شود، دقت در تبار و کاربردهای گوناگون واژه ها و... است. رازی درباره آبله که بسیاری آن را درکتاب های جالینوس ندیده اند، از واژه ای پرده برمی دارد که کلیدی است و نفی تمام بی دقتی های خوانندگان آثار جالینوس می شود.
  4. امید به کشف و گشوده شدن برخی مسائل درآینده: پیروی توجه دادن به همه آثار یک نویسنده برای قضاوت درباره میزان دانش وی، رازی از کم بودن منابع دراختیار، واقعیتی که باآن سروکار دارد، غفلت نمی ورزد و بسیار منصفانه می پذیردکه آگاهی اش درباره جالینوس محدود به آن چیزی است که در اختیار دارد و با امید به آینده برای کشف یا ترجمه دیگر آثار جالینوس، راه را برای پژوهش های بیشتر و نسل های بعد از خود باز می گذارد.
  5. پرسش از اهل فن: با آنکه رازی خود از برجستگان علمی است اما بسیار بسیار متواضعانه بیان می کند که زبان های سریانی یا یونانی نمی داند و برای فهمیدن برخی از نوشته های پزشکی به دانایان این زبان ها رجوع کرده و از آنان «پرسیده» است.
  6. توجه دادن به روش‌شناسی نویسنده: آنچه ره آورد دقت درخواندن، توجه به همه آثار نویسنده، تبارشناسی ها و... در اثر رازی است این است که برای فهم مطلبی باید به روش شناسی نویسنده هم توجه کرد، نکته ای که در این عصر بسیار برآن تاکید می شود. البته رازی روش شناسی را محدود به آثار نویسنده نمی داند و دامنه آن را وسیعتر از تالیفاتش متصور است.
  7. کشف مجهولات: دانش بشری با همه وسعتی که دارد، بازهم در محدوده مجهولاتش است و پیوسته مرز معلومات به دایره مجهولات نزدیکتر می شود ولی این فاصله به نظر می رسد همیشگی است. از نکته های برجسته ای که مرا بیش از پیش به خود خواند، تاکید رازی بر ناآگاهی ها وندانسته هایش است در برابر آن همه دانشی که دارد. البته از این تاکید برمجهولات برنمی آمده که وی به جهل مرکب نظر داشته است یا نه، واین خود پرسشی است که بایسته خواندن و تحلیل کردن دیگر آثار رازی است.
  8. مشاهده گری و قیاس: شاید بتوان امتیاز رازی را بر دیگران درهمین مشاهده گری وی دانست، البته نه تنها عامل امتیاز! درکنار این تاکید بر دیدن، وی تاکید بر خوب دیدن هم دارد، خوب دیدنی که درپی قیاس کردن دیده ها با شنیده ها و خوانده ها به دست می آید نه به صرف دیدن تنها.
  9. توجه به محیط و اوضاع پیرامونی: رازی برای بیماری آبله و سرخک، نسخه هایی پیچیده است که با محیط پیرامونی خویش هماهنگ است. اما در ادامه علاوه بر دادن توصیه هایی برای دیگر نقاط بر این نکته مهم تاکید می کند که هر زمان و مکانی اوضاع خاص خود را دارد و چه بسا دوایی در جایی به بهبودی نیانجامد و بر پزشک است که به میط خویش آگاه باشد نه آنکه به صرف خواندن دستوری درکتابی، همه را باهمان بخواهد که درمان کند.
  10. 10.  دقت در تفاوت ها نه اطمینان به خوانده ها!: دو نکته پیش مبنای این نظر رازی است که آنچه خوانده ایم اطمینان بخش صرف نبوده و پیوسته باید دقت کرده به تفاوت میان نظر وعمل.

11. تجربه گرایی: رازی در شرح بسیاری از نسخه های درمانی یا پیش از ابتلاء، بر این نکته تاکید می کند که این نسخه آزموده شده است و آنچه از تاریخ درباره رازی می دانیم حضور پُر شور وی بر بالین بیمار گواه گفتار وی است.

12. توجه دادن به دانش دیگر ملل: رازی به واسطه ترجمه کتاب هایی  در عصرش، از دانش دیگر ملل نیزآگاه بوده، اما این آگاهی را به محک نقد گذاشته و پیوست آن را با آنچه می دیده یا می آزموده ، ارزیابی و به روز می کرده است.

13. نقد همکاران و وجدان کاری: بسیار مایه تعجب بود که رازی درباره همکارانش دست به نقد می زند و اصلی را پیش می کشد که بسیار بسیار محوری است در هر کاری. او به داشتن وجدان کاری در معاینه و درمان بیمار تاکید می ورزد. وجدان کاری از منظر وی آن است که هر بیمار را آنگونه که به صلاحش است درمان کنی نه آنگونه که خوانده ای یا می دانی.

آنچه آمد، اشاره هایی اندک بود برای رازگشایی از آنچه سبب شده است که زکریای رازی، رازی سده ها شود؛ امید است در مجالی دیگر و با فراغی بیشتر به شرح آنچه بپردازم که می توان از رازی آموخت. دوستان درپی خواندن این نکته ها اگر مطلبی بی افزایند بسیار خرسند می شوم، باسپاس.

/ 1 نظر / 29 بازدید
مهرنوش

يه وبلاگ طراحي کردم و تمام کسايي که وبلاگ خوب و باحال دارند رو دعوت به تبادل لينک کردم . از تو هم دعوت مي کنم به جمع ما بياي . منتظر حضورتم . باي